خرید بک لینک
موسیقی و قهوه های عصر و خاطراتی که نمیدانم اسم درستشان چیستولی شاید بهتر بود رخ نمی دادند...؛تنها چیزهایی اند که حقیقت دارند!!!آدم ها باید بفهمند چقدر در طبیعت تنهایند!آدم ها باید بفهمند طبیعت با تمام موجودات زنده راه می آید به جز با آدم ها!با این حال عاشق طبیعتمآدم ها باید چشم هایشان را باز کنند و ببینند که تنها موجوداتی که در برابر سرما این همه بی پناه اند و بی آتش و لباسی که خودشان اختراع و کشفش کرده اندبه سادگی می میرند، فقط خودشان اند!آدم ها باید بفهمند تمام موجودات زنده ایکه پیشاپیش هیچ چیز را حس نمی کنند،فقط خودشان اند! آدم هاباید همدیگر را دوست داشت باشند؛باقی ِ موجودات را طبیعت دوست دارد!آدم ها دور اند از هم، قرن ها، سال ها، دریا دریا، دنیا دنیا!...آدم ها دور تر از آن اند که از زل زدن توی چشم های هم نترسند!به این آدم ها بگویید:دوست داشتن را نمی نویسند، اگر بنویسی اش تمام می شود؛از دلت به وبلاگت، از دلت به دفترت، می ریزد و دلت را خالی می کند!دوست داشتن را نمی نویسند، ثابت می کنند!!!

برچسب: نویسنده: پرهام محمدی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1402 ساعت: 10:55

صفحه بندی